شاعر کُرد

  • خانای قبادی؛ ادیبی متجدد در عصرِ کج‌اندیشی

    خانای قبادی؛ ادیبی متجدد در عصرِ کج‌اندیشی

    سال ۱۷۰۴ میلادی؛ در روستای «باجلان»، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها به یکی از درخشان‌ترین اختران آسمان ادب کُردستان تبدیل شد: «خانای قبادی». او که از نوادگان «قباد بیگ بزرگ»، شاه باجلان بود، دوران کودکی و جوانی‌اش را در سکوت تاریخ گذراند؛ اما آنچه از تراوشات قلمش به جا مانده، حکایت از نبوغی سرشار و تفکری متجددانه دارد.

  • رفیق صابر، شاعر و نویسنده نامدار کُرد درگذشت

    رفیق صابر، شاعر و نویسنده نامدار کُرد درگذشت

    سرویس عراق و اقلیم کردستان- رفیق صابر، شاعر و نویسنده برجسته کُرد و سراینده شعر ماندگار «به‌ تەنیا جێم مەهێڵن» درباره فاجعه حلبچه، در سوئد درگذشت.

  • شیخ رضا طالبانی راوی دردهای دور کردستان

    شیخ رضا طالبانی راوی دردهای دور کردستان

    در تاریخ فرهنگ و ادب کردستان، نام‌هایی وجود دارند که نه تنها شاعرند، بلکه پژواک دردها، اعتراض‌ها و حقیقت‌گویی مردمان سرزمین خود به شمار می‌آیند. یکی از این نام‌ها، شیخ رضا طالبانی است؛ شاعری که در قرن نوزدهم میلادی با زبان تند و بی‌پرده، چهره جامعه و سیاست زمانه‌اش را بی‌رحمانه نقد کرد و با اشعار هجوآمیز و نیش‌دارش، جایگاهی خاص در تاریخ ادبیات کردی به دست آورد.

  • جلال ملکشاه شاعر سکوت‌ها، شکست‌ها، امیدهای خاموش و عشق‌های بی‌سرانجام

    جلال ملکشاه شاعر سکوت‌ها، شکست‌ها، امیدهای خاموش و عشق‌های بی‌سرانجام

    در دنیای شعر و ادبیات کردی، نام جلال ملکشاه همچون ستاره‌ای درخشان می‌درخشد؛ شاعری که با کلامی سوزناک و احساسی، فرهنگ و هویت مردم کُرد را به زیبایی در اشعارش بازتاب داده است. او نه تنها به عنوان یک شاعر نوگرا شناخته می‌شود، بلکه نویسنده‌ای پرکار بود.

  • سیمین چایچی، روحی زنانه در کالبد هنر و اجتماع کردستان

    سیمین چایچی، روحی زنانه در کالبد هنر و اجتماع کردستان

    سیمین چایچی، بانوی شاعر، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، فعال اجتماعی و مادری روشن‌نگر است که زندگی‌اش آمیخته‌ای‌ست از هنر، دغدغه، عشق و مبارزه؛ زنی که نه تنها با زبان شعر، که با عمل و کنش مدنی، ردپایی ماندگار در فرهنگ کردستان بر جای گذاشته است.

  • عبدالله پشیو خالق عشق و مبارزه در شعر کردی است

    عبدالله پشیو خالق عشق و مبارزه در شعر کردی است

    عبدالله پشیو، نه تنها شاعر کُرد، بلکه صدای نسلی‌ست که واژه‌ها را سنگر ساختند، و سکوت را با شعر فریاد کردند.او زبان زخمی مردم بود. واژه‌هایش به تیزی تیغ، و شعرش مملو از تنهایی، آزادی، و غربت بود. در دل تبعید، پشیو برای سرزمینی شعر گفت که در خواب و خیال، همیشه نزدیک بود، اما در واقعیت، همیشه دور...